مادر یعنی لمس دستان کودکت در دستانت یعنی فشردن او در آغوشت و خواب آرام کودک در ساحل حضورت....
این از جمله همه ی تعریفهایی بود که یک عمر درمورد مادر شنیدم اما اینبار میگویم مادر یعنی تمام غزل های عاشقانه برای مادر شدن....مادر یعنی بغض اشک آلود از جواب منفی ..مادر یعنی داشتن لبخندی شیرین در پس دلی پر آشوب و تلاطم در برابر شریک زندگیت تا نفهمد درد دلت چیست..تا نفهمد منتظر شکفتتن هستی یک نوزاد در درونت هستی...تا که نفهمد اشک هایت را...مادر یعنی حسرت یک عمر حضور کودک در زندگی ات ....مادر یعنی همان لحظه که مست از بوی لباس نوزادها می شوی و غرق در آینه ی خیال مادری....مادر یعنی نگاهی با حسرت به هزاران نشانه ای که رنگ و بوی مادری درآن است...
مادر یعنی تحمل تمام طعن و کنایه ها....
آری اگر مثل من هستی بدان تو هم مادری....و بدان وقتی رویای شیرین مادرانه ات متحقق می شود با عشق بیشتری کودکت را محافظت میکنی چون برایت ارزشمند تر از هر چیزی است....
به حرمت این ماه به حرمت میزمان این ماه و به حرمت متولد این ماه امام حسن مجتبی....دعا کنین به همه ی اونایی که مشتاق حضور یک کنجد کوچولو تو کنج قلبشون هستن....