از دختر فامیلمون خیلی خوشم میومد میخواستم برم خواستگاریش، قبلش به خواهرم گفتم یه روز برو باش حرف بزن ببین چی میگه. رفته ازش پرسیده نظرت درباره داداشم چیه؟ اونم گفته توروخدا بس کن دارم غذا میخورم 🙂🙂
آقا هستم،کاربری دست دونفره ،روزا خودمم،شبا خودشم🙂🙂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
🚩🦖 اگر زنی و فمنیست نیستی روم ریپ نزن ، مرسی اه. اگر بذار رو بزار می نویسی روم ریپ نزن ، مرسی اه2. خانومی که سن زیادت رو برای اثبات حرفات می کوبی تو سرمون بدون و اگاه باش شترم سنش زیاده ، والاااااااااااااااههههههعععععحح.
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...