تو ضربه زدی تو مجبت منو ندیدی من مقصر بودم که برا تو از ۱۰۰م هزارمو گذاشتم تو نمک به حروم بودی خودت پیشونی بلندی نداشتی که با من زندگی کنی که کنار من باشی به نقطه ای رسیدم که معدن طلا باشی چاه نفت باشی دریای عسل باشی من مفت بازم ساعت ۹ شب میزارمت رو سطل اشغال کوچه
(مینویسم که فراموش نکنم)