2777
2789
عنوان

عقد دختر داییم

206 بازدید | 11 پست

لطفا بخونید

دایی من خودش خیلی حساسه و زود به دل میگیره،

حالا چند روز پیش گفتن دختر داییم خواستگار داره و با هم در حال حرف زدنن

و فقط یه بار اومدن خونشون

بعدش فهمیدیم 5 بار اومدن خونشون و فامیل خیلی غریبه تر رو واسه اون مهمونی دعوت کرده بودن، طایفه داماد هم هر سری یکیشون رفته خونشون ولی طایفه عروس هیشکی،

یه فامیل مشترک با داماد داریم همش به اون میگفتن به اینا چیزی نگو

در نهایت زنگ زدن گفتن آخر هفته عقده

ولی دیدیم اصلا عاقد نمیاد، از فامیل داماد پرسیدیم عقد قبل شامه یا بعد شام، گفتن عقد چی؟ اینا هفته پیش عقد کردن، فقط واسه فیلمبرداری بصورت صوری یه بار دیگه بله رو میگیرن، یکی دیگه از فامیلای داماد هم تایید کرد و گفت که مگه خبر نداشتید واسه قمر در عقرب الان فقط صوری برگزار میشه

بعد ما به زن داییم گفتیم، کلی ناراحت شد که شما چرا این حرفو میزنید اینا فقط مدارک رو بردن و امضا دادن و زیر بار نرفت

وقتیم عاقد اومد صیغه عقد رو نخوند فقط گفت عروس خانم وکیلم و تمام، یعنی واسه فیلمبرداری بود

از این ناراحتم که از کوچکترین اتفاقات زندگی ما خبر دارن و فکر میکردم چقدر بهم نزدیکیم ولی دیدم فقط یه طرفه بوده، درحدی که عقد دخترشم خبر نداشتیم، خودشون همچنان زیر بار نمیرن، ولی کلا جلو فامیلا داماد خیلی ضایع شدیم


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خو چرا شما ادم حسابش میکنید ولی واقعا ادم باید همینجوری باشه تو اینجور کارها

اگه میگفتن عقد خصوصی داریم جشنش آخر هفته است اوکی بود، ولی اینا کلا از ما قایم کردن و فیلم بازی میکردن، در حالیکه خیلی بهم نزدیکیم، فامیل داماد فکر میکرد رفت و آمد نداریم

شمام دیگه حسابشون نکنید. ترسیدن بهمش بزنید احتمالا خودشون ازین خصلت ها دارن

اره دقیقا یجوری بود انگار میخوایم بهمش بزنیم،

وقتیم اینجوری شد زن داییم رو کشیدیم کنار دور از جمعیت بهش گفتیم اینجوری میگن، راسته؟ گفت توروخدا ادامه ندید من ناراحتم ازتون که حرف منو باور میکنید الان آبرومون میره، در حالیکه خیلی آروم فقط ازشون پرسیدیم

اره دقیقا یجوری بود انگار میخوایم بهمش بزنیم،وقتیم اینجوری شد زن داییم رو کشیدیم کنار دور از جمعیت ب ...


زن داییت خیلی مارمولکه دیگه احساس صمیمیت و نزدیکی وفامیلی نداشته باشین باهاشون. مراسم داشتین مثل غریبه ها دعوتشون کنید تمام

اره دقیقا یجوری بود انگار میخوایم بهمش بزنیم،وقتیم اینجوری شد زن داییم رو کشیدیم کنار دور از جمعیت ب ...

کارشمام بدبوده چیکارش داشتیم وسط مراسم کشوندینش کنار که اینجوریه یا نه....کلا نباید حرفی میزدین شماهم تو مراسم هاتون اینجوری دعوتش میکردین اگه گله میکرد میگفتین از خودتون یاد گرفتیم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز