2777
2789
عنوان

پسر سر کوچمون😕😕

247 بازدید | 9 پست

ما یه نونوایی و یه پروتئینی سر کوچمونه

بعد اونی که تو پروتئین کار میکنه از منم کوچیکتره نهایت ۲۰سالش باشه ولی از اون پسرایه فضوله

بار اولی با مامانم رفتیم پیشش یهو بهم گفت چته اعصاب نداری😐جوابشو ندادم دیگم نرفتم پیشش

من عقدم خودم

بابام ایگه این پسره خواهرزاده ی اونیه ک نونوایی داره

بعد این نونوایی داره دوست شوهرمه دوست صمیمی نه


بعد یه سری مامانم رفته بود نونوایی تا نونوایی داره بهش گفتهمیگم فلانی(شوهرمن) دامادته؟

مامانمم گفته بود اره دیگه گذشت به شوهرم گفتم بهش زنگ زدگفت من نمیدونستم الکی میگفت ۱۰بار منو شوهرمو باهم دیده بود کلا همسایمون هست


بعد باز امروز مامانم رفته ماهی بخره پسره به مامانم گفته چندتا بچه داری مامانمم براش گفته دوتا پسر داشتم دوتا دختر😐😐😐گفته فکر کنم دخترم میخواد ازدواج کنه


بنظرتونچرا همش راجب من میپرسن؟

نکنه بخوان تهمتی چیزی راجبم بزنن

همش استرس میگیرم خودم وسواس فکری دارم

یه پسری تو محلمون سالها منو میخواست نشد کلا من علاقه ای بهش نداشتم اونم مغازش جفتپروتئینیه

همش میگم نکنه اون حرفی از من پیشش زده

بخوان با ابروم بازی کنن

مامانمم اینقد سادست یبار نمیکنه تند برخورد کنه بفهمه نباید سرک بکشه تو زندگی مردم

💍♥️

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حساس شدی، هیچی نمیتونن بکنن.

یاد خودم میافتم میگم نکنه خودشیفته هه بیاد بدمو بگه؟ آبرومو ببره.

بعد با خودم میگم به کی؟ میشناسم ؟ کسایی که میگه میشناستم؟ تاثیر دارن؟

برای همین محل نمیدم به این افکار

شاید دوست دارهمنم جای تو بودم خیلی استرس میکشیدم

منم اوایل فکر میکردم خوشش اومده ازم بعد حلقمو دید شایدم داییش بهش گفته من شوهر دارم برا اطمینان از مامانم پرسیده

💍♥️

حساس شدی، هیچی نمیتونن بکنن.یاد خودم میافتم میگم نکنه خودشیفته هه بیاد بدمو بگه؟ آبرومو ببره.بعد با ...

من کلا وسواس فکری دارم یه مدته ذهنم اروم شده باز با این حرف استرس گرفتم

میدونی اون پسره ک منو میخواست اوایل نامزدیم تهدیدم کرد گفت ابروتو میبرم چون با خودش ازدواج نکردم بعد

گفت نه من نامرد نیستم چون هممون تو یه محله ایم با بابامم اتفاقا ارتباط خوبی داره بابام میگه خیلی پسر گلیه

ولی میترسم یه وقتی از من پیش این پسره حرف زده باشه ولی اکثرا تو نونوایی داییشه نمیبینم بره سمت اون پسره

💍♥️

من کلا وسواس فکری دارم یه مدته ذهنم اروم شده باز با این حرف استرس گرفتممیدونی اون پسره ک منو میخواست ...






هم حساسی هم نشخوار فکری هم داری، سعی کن خودتو مشغول به کار کنی. با اینچیزا و افکار ممکنه خودت مسئله درست کنی تا اون.

مطمئن باش چیزی نمیگه پشت سر کسی حرفی نمیزنه.

ببین آنقدر ناراحت شد که گفت آبروتو میبرم از اونور بعدش پشیمون شد و به گوشت رسوند نامرد نیست که اینجوری کنه.

میتونست نگه و نکنه ولی برای خاطر اینکه فکرت مشغول نشه به گوشت رسوند.یعنس آدم حلال زاده ایه نگران نباش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز