hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 عنوان مادرشوهرم 262 بازدید | 13 پست میخوان بیان اینجا خونمون، بعد من شوهرم قهر کره رفته، زنگ زدم بهشون بیاین اینجا گفتن نمیایم، چون شوهرم حواب تلفنشونو نمیده دیروز | 11:37 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 بهشون نگفتم ما دعوا کردیم، چی کار کنم به نظرتون؟! به شوهرم زنگ بزنم؟
hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 من هم به مادرشوهرم هم پدرشوهرم گفتم اسنپ بگیرم بیاین اینجا گفتن بحث اومدن نیست، اصلا جواب زنگ مارو نمیده
hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 خب شوهرت قهر کرده رفته کجا مغازه گور به گور شدش
hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 یعنی مادرشوهرم اینا هم میدونن پسرش چه اخلاق گندی داره
ستایش33tch عضویت: 1402/05/22 تعداد پست: 2892 مغازه گور به گور شدش مثل شوهر منه حتی مامانش و خواهرش اینا هم میدونستم اخلاق گندشو و نگفتن. ولش تو چرا تلاش کنی زنگ بزن بگو خانوادت دعوت کردم خودتم بگو اگ گفت که گفته وگرنه اونا از اخلاق پسرشون بیشتر میدونن
nazgol69amirabas عضویت: 1403/10/09 تعداد پست: 1084 من وقتی با شوهرم قهرم و از دستش عصبانیم اعصاب خانواده شم ندارمنمیان به درکبهتر که نیان نگارش پایان نامه، پروپزال، انواع مقاله، پاورپوینت؛ تایپ فایل صوتی، ترجمه با قیمت دانشجویی
hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 مثل شوهر منه حتی مامانش و خواهرش اینا هم میدونستم اخلاق گندشو و نگفتن. ولش تو چرا تلاش کنی زنگ بزن ... به شوهرم زنگ نزدم نمیزنم چون له فکر طلاق هستم، فقط به مادرشوهرم وپدرشوهرم زنگ زدم دعوتشون کردم خونم که با اسنپ بیان، فردا فک نکنن من راهشون نمیدم خونم
hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 من وقتی با شوهرم قهرم و از دستش عصبانیم اعصاب خانواده شم ندارمنمیان به درکبهتر که نیان خدایی مادرشوهرم وپدرشوهرم خیلی خوبن، بدی ازشون ندیدم که با بدی جوابشونو بدم، حساب اونا از شوهر نکبتم جداست
بانو278 عضویت: 1390/06/02 تعداد پست: 2581 به شوهرم زنگ نزدم نمیزنم چون له فکر طلاق هستم، فقط به مادرشوهرم وپدرشوهرم زنگ زدم دعوتشون کردم خونم ... حوصله داریا گفتی دیگه نمیان دیگه
hadiiisam73 مدیر استارتر عضویت: 1404/10/29 تعداد پست: 571 حوصله داریا گفتی دیگه نمیان دیگه ااره دلشون پر بود از دست شوهرم، گفتن نمیان