واقعا نمیتونم سرپا شم. نمیدونم چرا.
ببین اقد بهم دروغ گفت. بمن گفت من میرم پیش دوستم اهواز تو برو خونه و بعد میام حرف میزنیم از خونوادمم معذرت میخای من طلاق نمیخام
من رفتم خونه ز زد بهم ک اره اهوازم هوا گرمه. شبش هرچی ز زدم ک بگم دارم میرم خونتون جواب نداد . پیام داد من حال روحیم بده میخام بخابم ز نزن. بعد من رفتم خونشون دیدم عمه ها و دایی ها و مامان ایناشو شام برده بیرون.
ما نشستیم گفتیم بگید بیاد میخایم تکلیف مشخص شه . باباش هی ز میزد که اون نیاد خونه