من از این کارا نمیکنم تو پارک نشسته بودم یه خانوم پیر و عجیب داشت میرفت یهو منو نشون داد گفت یه خانوم برات طلسم بد بیاری زدع بدبخت میشی همینجوری میگفت بعد رفتیم یه شیخ ک ربطی اصلا ب اون خانوم نداشت اصلا نمیشناختیم گف یه خانومی طلسم بد بیاری زده از این ک سرکتاب باز کردم الان از خونه وحشت دارم