شوهرم محل کارش شهری دیگس نصف ماهو اینجاس نصفش اونجا تاقبل بارداری هرلحظه از حالم باخبر بود همش زنگ و پیام اما از وقتی باردار شدم شاید ی روز زنگ بزنه شاید نه دیشب تا صبح گریه کردم الان نیاز به محبت دارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حساس شدی گلم... ولی اینم در نظر داشته باش اونا مث ما احساسی نیس م با کپچیکترین بی توجهی همسرم بهم میریزم اینک بهس زنک بنزم مث همیشه پر انرژی نباشع ناراحت میشم اونام سرکارن خب ب هرحال با هزارنفر برخورد دارن سرشون شلوغه حال خودتو بد نکن