من بچه تر که بودم دستشویی مامان بزرگم حیاط بود،بدون مامانم نمیرفتم از ترس پلنگ و جن و این چیزا
حتی شباهم بدون چراغ خواب نمیخوابیدم
بعد ببین به چه مرحله ای رسیدم که
تنهایی ساعت ۳ نصف شب تو روستا میرفتم دستشویی حیاط
و چراغم خاموش میکنم میخوابم
😂😂😂
و رسیدم به این حرف
که هیچ موجودی ترسناک تر از انسان نیست