تاپیکت منو یاد تولد 18 سالگیم انداخت
تولد 18 سالگیم بابام و مامانم همه ی دوستام دعوت کرده بودن باغ بدون هماهنگی با من اجازه دوستامو از خانواده شون گرفته بودن، بهم گفتن شب بریم باغ یه کیک کوچیکم گرفتن مثلا خانوادگی تولد بگیریم منم انقدر ناراحت بودم که نگو
بعد که رسیدیم دیدم همه ی دوستام هستن 🤗🤗🤩🤩
مامانم اینا یک ساعت موندن بابام گفت دیگه وقتشه مستقل باشی و رفتن ما دخترا تنها اون شب تو باغ موندیم
یکی از بهترین تولد ام شد