بچه ها من حدودا ۴ سال پیش عاشق داداش زنداداشم شدم یکسال بعد فهمیدم اونم من و دوست داره الان نزدیک به ۳ ساله همدیگه رو دوست داریم ولی چون پسر مذهبی بود اصلا باهم صحبت نکردیم و حتی از طریق خواهرش بهم گفت که دوسم داره منم سن ام کم بود گفتم فعلا ک ازدواج نمیکنم منتظرش می مونم الان از اون مسئله گذشته من هنوزم دوسش دارم خیلی پسر خوبیه ولی شغل نداره از طرفی مامانم اینام باهاش مخالفن حالا یه پسر جدیدی ۶ ماهه خواستگار منه بارها بهم پیام داده ردش کردم چندین بار خیلی جدی باهاش دعوا کردم حتی به بابام گفتم که بهش بگه دیگه مزاحم نشه ولی پسره خیلیییییی با محبته خیلی ناز من و خریده هی دور و برمه همش پیگیره از طرفی موقعیت شغلی و اینام عالیه نمیدونم میخواد بیاد خواستگاری نه میتونم بگم آره نه میتونم بگم نه هر جوابی دل یکیشون و میشکنه از طرفی این پسر دومیه میگفت تو اصلا نگی ام من میفهمم از من خوشت میاد گفتم من اصلا یکی دیگه رو دوست دارم گفت عب نداره انقد می مونم که اون از سرت بیافته