شوهرم قبلا یه بار همین جوری با پوزخند گفته بود که دختر عمت دختر خوبیه و چه خوبه که عروس مون بشه ولی من جدی نگرفتم ........ حالا دیشب جدی گفت دختر عمه ات رو واسه داداشم پسندیدم ..... من ترسیدم واسه آیندمون بد بشه چون نه بابام و شوهرعمم از هم خوششون میاد و نه مامانم و عمم .......البته اینو بگم که قطع رابطه نیستیم ولی گرم و صمیمی هم نیستیم ......... با نظر شوهرم مخالفت کردم ولی شوهرم گفت قبلا به داداشم نشونش دادم و اونم پسندیده و با پدر و مادرم مشورت کرده .......... من ناراحت شدم گفتم چرا به من نگفتی و خودسر تصمیمی گرفتی و اونم جواب داد که باید اول میدیدم اصلا داداشم میخوادش یا نه بعدشم باید از خدات باشه این وصلت جور بشه جاریت از فامیل نزدیک تون خواهد شد تازه باعث نزدیکی خونواده شما و عمه ات هم خواهیم شد ......... خلاصه جر و بحثمون شد ...... حالا به نظر تون حق دارم دلخور باشم که شوهرم دیر به من گفته ؟ ...... . آیا درسته که از صورت گرفتن این وصلت بترسم ؟
مادرشوهرمنم به من چیزی نگفته بود یعنی تا الانم نگفته اومده بود مراسم سمت فامیلای ما دختر فامیلمون رو خاستگاری کرده بود اونم رد کرده بود شوهرم به من گفت