مامانم کلا بایکی ازخواهرام لجه، بااینکه خواهرم مظلومترین و با ادب ترین هست. هروقت دورهم جمع میشیم کلا با اون خواهرم و بچش یه مدلی رفتارمیکنه، دلشونو میشکونه، البته باخود منم گاهی اینجوری میکنه ولی من جوابشو میدم ولی اون به کاراش ادامه میده. یهنی هروقت دور هم جمع میشیم حالمون عوض شه رفتارای مامانم باخواهرم یجوری اعصابمو بهم میریزه که دوهفته طول میکشه تا اعصابم اروم شه ، و هردفعه با خودم میگم دیگه وقتی همه باشیم نمیرم، وقتایی هم که خودمون میریم من خیلی تحویلشنمیگیرم مامانمو.
اصلا نمیدونم بخدا چرا اینطوری میکنه. عشقش فقط یکی از خواهرامه.