بچه ها گفتم پاشو عمل کرده میرفتم پیشش بقیه هم در رفت واند بودن جریان داره.بیشتر من بودم چون مجردم.بقیع هم امدن ن ک نیان ولی خب .گربه شوز کاز میکردن.بعد این هفته هم بودم شنیه امدم خانه خودمون.بعد دیروززنگ زد گفت بیا برو پول کلرت ب کارت کن خونمون تا خانه شون ۵تاخیابان فاصلس منم کار دارم هعی نمیتکنم برم.بعد انروز گفت بیا گفتم نمیتونم بعد گفت کمک نمیکنی حاللا ک نیاز دارم نیستید دلم شکست چند روز با درد دستم وضعیفیم بودم اون چند روز هم هعی میگفت کارکردنتون خوب نییست ب تمیزی وسواس داره ب بقیه هم پشت سر میگفت.گاهی جاهاسو ناحق میگفت اون دختزعموم نیمد من خر زیز بار بودم حالا هم اینجوری گعت درسته ب گردنم حق داره اما نباید اینجوری بگه ناراحتم خیلی.کمک کنی حرفم بشنوی درد داره.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سن که بالا میره یه مقدار زبون تلخ میشه،منظور بدی نداره،پیری واقعا سخته هم روحی هم جسمی اگر امکانشو داری مثل قبل لطف کن کمکش کن با بقیه هم کاری نداشته باش که بی معرفتن