داشتم همینطور استوری بقیه رو میدیدم رسیدم ب ی دخترتازه عروس
دیدم واسه فیلم برداری استکان و نعلبکی قشنگ و ست رو گذاشته لبه نرده
تپش قلب. گرفتم ها گفتم این بشکنه چ حیفه باز بایدبخره و ستش ناقص میشه و هزارتا چیز تا زدم استوری بعد دقیقا یکی همین حرفارو بهش زده بود میدونین چی گفت؟ گفت بشکنه فوقش ی فنجونه
راست میگفت نهایت ی فنجونه ک گیرمیاد بخری
چرا ما خودمونو انقد تو نزدگی اذیت میکنیم؟ ب تربیت خانوادگیش غبطه خوردم و ب مادرش احسنت گفتم ک بابت چیزای کوچیک خودش و بچه هاشو تو استرس ننداخته و یادداده ازحال لذت ببرن