امروز سرکار خیلی اذیت شدم،انقد ناراحت بودم ک متاسفانه ازکنترلم خارج بود واین باعث شدناراحتی به خونه و همسرم ک سرکاربود کشیده بشه بعدازکلی مشاجره با اون طفلی ازهمه جا بیخبر ساعت۸نیم اومد دنبالم رفتیم بیرون شام وگردش بدون بچه خلاصه روز بدی داشتم ولی همسرم درستش کرد