با خودم میگم کاشکی توی این دو سال من حداقل بهش یه چیزی می گفتم که حداقل جوابی بهم میداد من الان آروم بودم
آخه من همیشه این عقیده رو دارم خونه ای که دختر داره نباید عروس کار کنه وقتی من دختر کار نکنم نباید عروس کار کنه همیشه هم همینطور باهاش رفتار کردم واسه همین اونم با من کاری نداشت
حالا پشت سرم کمی حسادت می کرد اما اونم طبیعی خب
الان فقط گریه می کنم