2777
2789
عنوان

عشق یا دیوانگی😭🥲😔😫

26 بازدید | 0 پست

سلام ببخشید اگه یکم طولانیه لطفا بخونینش

من کلا یه آدمی بودم که اصلا قصد مستقل شدن داشتم اصلا از ازدواج خوشم نمی یومد از هیچ پسری خوشم نمیومد اما یه روز تو هتل یک آبروریزی کردم بعد یک پسر خوش قیافه منو دید تو یک وضعیت فجیعی .

تازه به نظرم پدرامون همکار باشن اما تو شهرهای مختلف مثلا من تو خراسان اونا تو تبریز و ترکن حالا بدجور حالم بده هر وقت میبینمش یا بثخش فکر میکنم قلبم تند تند میزنه بعد تقریبا ساعتهای سه بعد ظهر بود ابروریزیم بعد ساعت هشت برا شام رفتیم رستوران بین اون همه آدم بعد پسره از کنار میزمون رد شد و داشت زیر دهنی میخندید بعد من خیلی خجالت کشیدم اما از اون موقع به بعد قلبم تند تند میزنه هر وقت در آسانسور باز میشد آرزو میکردم اون پشت در باشه برای خودم خیال بافی میکنم اما حالا بعد از پنج روز از هتل اومدیم بیرون اونا هم اومدن بیرون یعنی برن شهرشون من تو راه همش دارم به اون فکر میکنم دارم گریه میکنم دلم میخواد دوباره ببینمش واقعا نمیدونم این عشقه آخه من دختری هستم که جلو بقیه خودش رو خوب میگیره. هچکسی از دلم چیزی نمی فهمه تازه خجالت میکشم به خالم بگم ولی اگه بهش بگم واقعا تعجب میکنه که من یه همچین حسی دارم ، من واقعا افسردگی گرفتم آخه تازه دوره شهرامون واقعا دارم دیوونه میشم حتی یه چند روز بعد که شام بودیم تو رستوران دیدم که یکهو داره نگام میکنه (آخه اون همش با دوستاش بود و منو هیچ وقت نمیدید) تازه میترسم که این حس یک طرفه باشه لطفا کمکم کنین و نگین سنت کمه یا زیاده لطفا اصلا حالم خوب نیست،

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792