ی آدمی تا وارد زندگی من شد مثل طلسم همش آدمای رده پایینو بصورت شدتی نکته سنجی سلول ب سلولی لحظه ب لحظه ای غرق زندگی من کرد بی دلیل من رو بهانه ...میکنن اکثریت از نوجوانی رد شده ولی نوسانات عین نو نهالای پوسیده پکیدرو دارن بعد اکثرشون جنسیت نامشخصن چ رسیده زشتو زیبا بعد من حس میکنم این آدمی ک سالها با من بوده فقط ازین دسته از ترس ارتباط میگرفته و کلا ی دونه آدم حسابی و زن واقعی تو کل زندگیش نبوده این انزجارمو شدیدتر میکنه انگار مث موجودات تالاب تولوب میترسونن و...شبیه جنون جنسی این گونه موجودات بیشترین ضررم ب بچه هام میزنن همیشه دشمن حرصی اونان