بچها من الان چند وقته نامزد کردم اما شب خاستگاری یادمه این پسره فقط ننه باباش میدونستن دارع میاد خاستگاری با یدونه خواهر زاده اش اونم وقتی اومدن نشستن یذره دیگ خواهر زاده اش پیام داد (دایی رفتین) بعد روشو کرد اون طرف مشکوک جواب داد منم ته دلم نمیدونم چرا فک کردم مشکوکه و.. وقتی باش گفت برن اتاق بحرفن من رفتیم اتاق اعصابم خورد بود فقط خدا خدا میکردم بریم اتاق بعد اولش دادم دیوار گلوش گرفتم گفتم کیه بیچاره یجور هول شده بود😂
حالا نگید چرا گفتی پسره چون الان قهرم باهاش دوست ندارم بگم...