دختر خاله دارم براش خیلی خاستگار میاد خالم میگه نمیدونم چه سریه تا میان خونه خوب وخوشن میرن بیرون ردشون پیدا نمیشه داشت گریه می کرد میگفتم خیلی خسته شدم من که میگم براش دعا نوشتن خالم میگه خوب چجوری باطلش کنم گفتم نمیدونم
شما همچین موردی بوده بعدش اون طرف ازدواجش آخر شد یا نه