2777
2789
عنوان

دکتره عوضی

| مشاهده متن کامل بحث + 3899 بازدید | 87 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم سینم مشکل داشت بعد از چندتا دکتر زنان و جراح عمومی

رفتم پیش معروف ترین جراح عمومی شهر که اونم مرد سن بالایی

بود همه دکترایی که رفتم ازم ی سری سوالات خصوصی پرسیدن که لازمه اون سوالات اصلا!

بعد هم دکتر باید حتما معاینه کنه!

حتی من کلا بالاتنه لباسام درآوردم و این آقای دکتر کامل معاینه کرد و لمس کرد! اصلا حس بدی نگرفتم برام عجیب نبود!

اون دکتر روزی ده تا مورد اینجوری براش میاد چرا انقدر عجیبه برای همه ؟

اون قسمت که گفتی دست به پایین تنه زده با احترام اصلا قابل باور نیست!

آرام من بمان کنارم بمان بنگر مرا که میدهم بی جان _ هر جا روم تو سایه ای از منی تو غم گسارم تو دنیای منی_ دریای من ز موج گیسوی تو روانه ام سوی تو تمام من تو_ ای ماهم به چشم من نگاهی تا باران به جان من ببارد_ میخواهم نفس که در هوایت نایی بر نوای من بیارد_چشمان تو چشمه امید است بر حال خراب ناامیدم_ آوازت غزل ترین کلام است من با تو به آسمان رسیدم_آغوش تو پناه طوفان من جان میدهد به جان تو جان من _ چشمان من کنار دنیای تو فقط تماشای تو تو آرزو تو....
بایده برم پیشش هم میترسم هم میخام برم آبروشو ببرم..ولی خیلی پیر بود و مریضاش میگفتن خیلی ساله اینجا ...

اتفاقا با همه شبيه شما برخورد شده و همه هم از ترس و شوكه شدن سكوت كردن و اين پير كثيف به طبابت خودش اين مدلي ادامه داده

يكي بايد حال اينو جا بياره

يا ضامن اهو🕊دل شكسته منو بخر🤲

یه سری دوستم تعریف میکرد میگفت رفتم پیش دکتر پوست برای ریزش موهام میگه گفت گفت لباستو باز کن شکمتو ببینم میگه دست میزد به شکمم ببینه بعد میگه سی.نه هامم دست زد کلا دوستم تا چندسال افسرده بود طفلی خدا لعنتت کنه همچین حرومزاده هایی رو

من روی سینه ام چند تا موی مشکی درومده بود ..رفتم دکتر غدد ازمایش هورمونهای لازم بنویسه

بیمارستان خاتم الانبیا

ی دکتر اونم سن بالا بود

رفتم گفتم مشکلم رو گفت برو بخواب سینه تو در بیار معاینه کنم

گفتم نه سختمه همین بالاشو ببینین مشخصه ..بعد گفت چه بدن سفیدی هم داری ..... دیگه لباس کشیدم پایین و دیگه هم پیش اون نرفتم ..تقریبا همشون ازاب گلالود ماهی میگیرن

منم تجربه کردم ولی نه به این شدت

من رفتم برا بخیه هام عمل بینی انجام دادم رو تخت نشسته بودم دقیقا دکتر اومد اونجاشو زد به زانوم من فک کردم حواسش نبوده یکم رفتم عقب دیدم نه اشغال دوباره کارشو تکرار کرد کُپ کرده بودم چیکار کنم

اسی دیگه نرو پیشش خیلی کم احتمال داره ثابت بشه میره پول میده سر و ته قضیه رو هم میاره

اگه تونستین یه صلوات برا فروش بیشتر برام بفرستین بهم بگین که فرستادین ۵ تا براتون میفرستم💚) زندگی یک فهم است ، فکر زنجیر کنی یا پرواز ، در همان خواهی ماند.... از رجبعلی خیاط پرسیدند چرا اینقدر آرامي؟گفت : بعد از سالها مطالعه و تجربه، زندگي خودرا بر پنج اصل بنا کردم:*دانستم رزق مرا دیگری نميخورد ، پس آرام شدم!*دانستم که خدا مرا ميبيند ، پس حیا کردم!*دانستم که کار مرا دیگری انجام نميدهد ، پس تلاش کردم!*دانستم که پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم!*دانستم که نیکي و بدی گم نميشودو سرانجام به سوی من باز ميگردد ،پس بر خوبي افزودم و از بدی کم کردم!و هر روز این 5 اصل را به خود یادآوری ميكنم.

منم سینم مشکل داشت بعد از چندتا دکتر زنان و جراح عمومیرفتم پیش معروف ترین جراح عمومی شهر که اونم مرد ...

بله منم همون بالا تنه رو خودم میدونستم ک باید معاینه کنن و حتی راجب اون سوالاتم بازم که خجالت کشیدم ولی گفتم حتما لازمه پرسیدنش

ولی پایین تنه رو که لمس کنن برام قابل قبول نبود و شوکه بودم...

نه عزیزم مریض نیستم ک دروغ بگم،واقعا برام اتفاق افتاد و من تا چن روز خس تجاوز داشتم

خدایا مواظب گل های زندگیم باش
چقدر یه زن گناه داره فکنم رفتی یه دردی رو دوا کنی ده تا بهش اضافه شدمن چقدر استرس دارم برای دخترم ت ...

بخداقسم انگار بهم تجاوز شده بود

خدایا مواظب گل های زندگیم باش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792