خانوما چند وقت پیش مراسم ختم اقوام همسرم بود که من بخاطر بچه کوچیک نرفتم وقتی شوهرم برگشت از دخترای یکی از فامیلاشون میگفت که بچه بودیم باهم بازی میکردیم الان چقدر بزرگ شدن قبلا بچه بودن یه جور دیگه بودن الان کلی تغییر کردن همش از اونا حرف میزد بعد ما رفتیم خونه خواهرشوهرم اونم اونجا داشت با مادرشوهرم حرف میزد میگفت چقدر دخترای فلانی خوشگل و خوش تیپ بودن عجب تیپی زده بودن به فامیلمون نمیاد همچین دخترای قرتی و خوش بر و رویی داشته باشه .از وقتی خواهرشوهرم اینو گفته نسبت به شوهرم حسم بد شده احساس میکنم شوهرم اونجا خیلی چشم چرونی کرده