2777
2789
عنوان

ما دوست بودیم

806 بازدید | 51 پست

منو همسرم

توو دوستیمونم خیلییی آنو اف داشتیم

ولی من خر

بعد یکسال کات کردن برگشت و با پیشنهاد ازدواجم برگشت گفتم جدیه دیگ

قبول کردم

سه ماه نامزدی بود ک واقعا عالی بود

دقیقاا از عقد ب بعد یهوو سرد شد

توو نامزدی با زور نگهش میداشتم جلوشو میگرفتم

ولی توو عقدمون اصلا ی مدل دیگ شد

احترام میزاره ها

زبونیم محبت میکنه

ولی عین اون روزا نیست

انگار مجبوریه

خوب نیستم اصلاا

نمیدونمم چیکار کنم

کائنات در جهت خوشبختی من حرکت میکند آمین🌱🧿✨️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یکم صبوری کن گلم درست میشه شاید فک میکنی الان شوهرته باید حتما بیشتر باشه خب اونم کار داره الان دیگه باید بیشتر تلاش کنه

ولی هر چی هست تو همین عقد حلش کن با مشاور با صحبت باهر چی

حرف زدی باش؟؟؟

ببین قبل عقد کلی شاد بود

کلی محبت میکرد

میومد همو ببینیم بیردن میرفتیم

ولی عقد ک کردیم

انگار من هستم دیگ ی گوشه گذاشته

فقط از سر اجبار ی نگاهی میکنه

مثلا هرروز با صبح بخیر بیدار میشدم

الان سه روزه من میگم صبح بخیر اون میگه عه یادم رفت یا چی

کائنات در جهت خوشبختی من حرکت میکند آمین🌱🧿✨️

شاید حس خودته

اولش گفتم شاید من این مدلیم

ببیت دعوت کردیم خونمون

اومد اصلا انگار منی نیست

رفتنیم ی خدافظی سرد من دستمو بردم جلو دست بده باور میکنی؟؟

قبلش اون محرمم نبودیم جلو همه دستشو میورد جلو

نگاشم عوض شده

قبلا نگاهش خاص بود هیی نگام میکرد

الان ن

کائنات در جهت خوشبختی من حرکت میکند آمین🌱🧿✨️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108