2777
2789
عنوان

هدیه تولد گرفتیم

79 بازدید | 8 پست

قرار شد بریم برا مادرشوهرم کادو تولد بخریم تو ماشین جلو خونه بودیم شوهرم گفت حالا پولم نداریم همونجا داشتیم صحبت میکردیم شوهرم گفت برو در خونه همسایه دندون مصنوعیا قدیمیشو بگیر گفتم می خوای چیکار گفت سوهان کاری شون می کنم میدیم مادرم برا هدیه اون دندونا الان دیگه خراب شدن منم گفتم باشه رفتم به زور و زحمت پیرزن همسایه رو راضی کردم که آخر دندونای شوهرش رو داد و یک مقدار هم پول بهش دادم دندان های مصنوعی شوهر همسایه را گذاشتیم داخل جعبه پاپیون زدیم بردیم خانه مادر شوهر

گفت ننه راضی به زحمت نبود گفتم ی انگشتر خوشگل طلا خریدیم یک دفعه شوهرم خندید جعبه رو باز کرد دندونا رو دید من و شوهرم شروع کردیم خندیدن و اون گریه شد و گفت خدا لعنتتون کنه این چه کار یه خجالت بکشید از زندگیم برید بیرون و ما هی میخندیدیم شوهرم از خنده داشت غش میکرد دیگه خلاصه بعد کلی گریه کردن مادرشوهر دندان هاراگذاشتیم دهانش یکم سایزش بزرگ بود ولی جاشون دادیم عادت میکنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خوبه

باز هم یکی از این سناریو های پا منقلی

خدا کند انگور ها برسند...جهان مست شود...تلوتلو بخورند خیابان ها...مرز ها مست شوند...برای لحظه ای تفنگ ها یادشان برود دریدن را...کارد ها یادشان برود بریدن را...قلم ها آتش را،آتش بس بنویسند...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792