من چندبار توسط زن عموم و بقیه افراد خانواده به اشتباه مورد قضاوت قرار گرفتم و این رفتارای زن عموم باعث شد کل خانواده پدریم بهم بریزه درحدی که هیچکدومشون سر من الان با زن عموم حرف نمیزنن کلا با عموم حرف نمیزنن البته بعد اون تهمتی که زن عموم بهم زد دزدی بود اونم دزدیه کیف!!!🙂من مادر ندارم برای همین این بلاهارو سرم میارن
بعد من یه شب رفته. بودم خونه دختر عمه م رفته بودم اتاق بچش داشتم با تلفن حرف میزدم که یکدفعه ای دختر عمه م به دخترش گفت برو تو اتاق ببین داره چیکار میکنه
خیلی دلم شکست حس کردم فک میکنن دارن دزدی میکننم خیلی دلم پره و شکسته خسته شدم:)