دخترا من یه سوال داشتم در مورد ارتباط جاری و برادرشوهر،من ده ماهه عروسی کردم و حساس بودنم زیاد شدید نیست،یه جاری دارم که الان سیزده سال عروس این خانوادست و کلا من حس میکنم خیلی خودشو به همسرم نزدیک میکنه،البته بگم چهار پنج سال از همسرم بزرگترها
مثلاً وقتی همسرم مریض میشه بهش زنگ میزنه میگه تو آسانسور دمنوش گذاشتم بردار،دو سری الان وقتی همسرم مریض میشه به اون زنگ میزنه میگه تو آسانسور بردار
یا سریع تا میفهمه شوهرم یه جاییش درد گرفته یا مثلاً کمردرد داره سریع زنگ میزنه و هی ابراز دلسوزی میکنه
و اینم بگم که از روز اول نمیتونستم با جرایم ارتباط برقرار کنم یجورایی حس میکنم خودشو میگیره و سرد برخورد میکنه یه وقتایی خیلی سرده یه وقتایی خیلی گرم برخورد میکنه کلا منو تو سردرگمی گذاشته نمیدونم خوبه یا بده
یا یه مسئله دیگه مثلا دو سری از خونه ما آب میداد به خونشون که پایین پای ما هستن و هردو سری به شوهرم زنگ میزد میگفت کلا به من چیزی نمیگفت
من یجورایی احساس بی ارزشی میکنم و حس میکنم از عمد منو نادیده میگیره
ببخشید طولانی شد اگه تجربه ای مثل من داریم لطفاً به اشتراک بذارید
اینم بگم که کلا من خیلی دختر بجوشی هستم و از روز اول مشکلی باهاش نداشتم و خوب برخورد میکردم ولی حس کردم اون سرد برخورد میکنه بخاطر همین کنم کمی فاصله گرفتم