و موارد عذاب اور دیگه یکسال و نیم گیرای وحشتناک مثلا پسر خالت اینا بودن نباش خونتون البته بینشون خواستگارام بودن چندسال پیش،عروسی فامیل خیلی نزدیکم نذاشت برم چندبار،مهمونی اگر برم دوازده خونه باشم اگرنه شر میشه جلو خواهرزاده بزرگم نرقصم اووف خیلی چیزا و اینکه بخاطر رفتارای بدش هر دقیقه کات حتی زمان کات هم حواسش بهم بود دورادور بعد یک و نیم سال اخرین کاتمون از این رو ب اون رو شد وحشتناک دیگه گیر نمیده خیلی برام عجیبه ی چیزایی ته ته وجودش هست اما کاملا بهم بیتفاوت شده
اره خیلی خیلی دوس دارم نمیتونمم ب کسی بگم ضایعم میکنن واقعا خیلی دوس دارم همش گیر بده داد بزنه🤣
من یه پسر دایی داشتم خیلی غیرتی بود خیلیا اومد با همه غرورش از من خواستگاری کرد من گفتم نه خیلی خواس من گفتم نه بعد اون کلا باهام قهر کرد و کلا خودشو نابود کرد و تا موقع مرگ منو نبخشید