2777
2789
عنوان

زایمان کردم 🥰

| مشاهده متن کامل بحث + 1148 بازدید | 52 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خدااایا چرا همه زجرا ما زنا میکشیممممما درد میکشیم مردام اونطرف میخورن میخوابن عقققق

اره واقعا من تو اتاق زایمان فقط جد و اباد شوهرمو فحش میدادم

(۱۸ کیلو اضافه وزن)⭐ ✅وزن اولیه :۶۸/۸۰۰ 💥هدف :۵۰ (اولین هدف :۶۸✅) (دومین هدف:۶۶✅) (سومین هدف:۶۴)

بخاطر بخیه ها میگممیشه ورزش کرد با بخیه ها؟گمونم نشه باید استراحت کنی نه؟

استراحت که اره فک کردم تا ابد نمیشه . خودم سزلرین کردم دوبار

همیشه کنار گذاشتن به معنی دوست نداشتن نیست...یه وقتایی بی خیال آدما میشی چون میبینی دارن به معنای واقعی روحت رو خسته میکنن 🙂

خیلی درد داره خیلی خیلی خیلی درد داره . من مرگو جلو چشمم دیدم قشنگ اگ ازدواج کردی برو سزارین شو

کجا درد میگیره؟ شکم. لگن..... برام سوال شد

اونجا که تتلو میگه: صورت همون صورت نگاه همون نگاه صدا همون صدا........ ولی من نمیشناسمش. او مثل گل لیلیوم بود در عین زیبایی بسیار سمی:)

اره واقعا من تو اتاق زایمان فقط جد و اباد شوهرمو فحش میدادم

زورم میا

بعد میان یجا دراز میکشن فیس میکنن غذاشونم باید بدیم

به خدا من شوهر کنمااااا بخاد ازین عداها در بیاره میکشمش

بمیرم برای ایرانم🕊️

کجا درد میگیره؟ شکم. لگن..... برام سوال شد

ساعات اولیه زیر شکم و لگن . من دیگ این اخرا مغز استخونامم تیر میکشید خودمو به در و دیوار میکوبیدم

(۱۸ کیلو اضافه وزن)⭐ ✅وزن اولیه :۶۸/۸۰۰ 💥هدف :۵۰ (اولین هدف :۶۸✅) (دومین هدف:۶۶✅) (سومین هدف:۶۴)

خب بالاخره شیرشو خورد😅

تعریف کنم

من رفتم بیمارستان امپول فشار یا همون سنتو یا همون اینداکشن بزنم که دردا شروع شه

ضربان قلب بچه هم خوب بود دهانه رحمم هم اولش1.5. -2سانت بود

سرم و وصل کردن ساعت4 عصر با دوز کم

تا 7هی یکم سرم وصل بود باز به دستگاه نوار قلب وصل میشدم که ببینن بچه حساسیت نداشته باشه و اینا و دردای من هنوز شروع نشده بود

7دکترم رسید دوز سرم و برد بالا شروع کردم با ماما همراه ورزش کردن و دردا شروع شدن و هی نزدیک تر شدن

درداشم مثل پریود ولی خیلی خیلییی قوی بود زیر دلم درد میکرد اولاش که کاملا تا5سانت قابل تحمل بود اون اخرا دیگه به التماس برای بی دردی داشتم میفتادم که گفتن داره میاد مرحله زور زدنه

ساعت11فول یا همون10سانت شدم و رفتم برای زور زدن

که دیگه قبل 12دخترم مهرویا خانم دنیا اومد 🌜💖بعنی در کل

هنوزم دقیق نمیدونم چه ساعتی بود اخه برگه اش دست شوهرم بود که شناسنامه بگیره اما درکل 4--5ساعت طول کشید دردا و زایمانم

30دی ماه توی 39هفته و 5روزگی زایمان کردم

دکتر خودش برام برش اپیزیوتومی زد گفت 4-5تا بخیه خوردم

همه چیز رویایی و عالی تر از تصورم بود 🥰🥰🥰تا اینکهه کابوسم شروع شد🥺🥲

من همه حوایم به بچه بود و تون زیر دکترم گفت بخیه زیباییتم بزنیم و تموم که یهو گفتن رحم چرا جمع نمیشه؟

هی افتادن رو شکمم ماساژ و فشارر دادن و میگفتن رحم جمعه پس چرا خونریزی قطع نمیشه؟ حساسیت دارویی داشتی؟حساسیت پنسیلین داشتی؟حالا هی من میگم نه

یهو اتاق پر شد از پرستار و یه دکتر دیگم اومد کمک

شروع کردن اون زیر ... این قسمتو اگر دلشو ندارین نخونین🙂


اون زیر هی چک میکردن جایی تو رحم پاره ای چیزی نشده باشه هی چند تا بخیه داخل میزدن گازو فرو میکردن تو چند ثانیه بعد میکشیدن بیرون خون مثل اب داغ میرسخت ازم بیرون

خلاصه توی گالریم عکس از بچه لحظه زایمان هست

و عکس بعدی شیردهیمه که تفاوتشون یکساعته از 11و خورده ای تا 12و نیم

ینی اینا یکساعت رومن بودن این روتین هی تکرار ماساژ محححککککم و فشارشکم بعد گاز استریل فرو کردن و دوباره با اون وسیله پاپ اسمر وا کردن و بخیه زدن داخل و خوتریزی دوباره


من لحظه زایمان خوشحال و اشک شوق بودم

ولی اون لحظات چندباری هی داد زدم گفتم تروخدا خسته شدم که یهو دکترم گفت دختر تحمل کن اگر بند نیاد باید ببریمت اتاق عمل رحمت دربیارناا حیفه جوونی😶😥دیگه منم کم کم حس بی حالی میکردم و فقط زیر لب ایت الکرسی میخوندم دیگه انگار مهم نبود ولی همه چیزو حس میکردم اون زیر

که یهو دیدم اون یکی دکتره که مال بخش و مسئول اون تایم بود داد میزد سر یکی که بدویین خون بیارین و یه سرم خون وصل کردن و یه مقدار سنتو یا همون امپول فشار دیگه هم گفتن وصل شه که رحم جمع شه

و یه بالون پرمایع تو رحم گذاشتن که خون بند بیاد سوند ادرار هم وصل کردن

بعدش شیردهی رو یاد دادن و یکساعت بعد گفتن اگر سرگیجه نداری ببریم بخش

که راستش من از ترسم که دوباره نریزن سرم گفتم نه خوبم

ولی داشتم یکم سرگیجه رو

رفتم بخش همانا و همه که خوابیدن تا صبح صحنه ها میومد تو مخم و اون بالونه هم کامل حس میکردم و رو اعصابم بود

که دیگه روز بعد دکترم اومد برشون داشت و چک کرد دوباره فشار داد گفت خونریزی قطع شده گفتم دلیلش چی بود؟گفت مشخص نیست از هر ده زن یکی اینجوری میشه و بعد زایمان رحم جمع نمیشه اما الان تو با زنای دیگه فرق نداری و مشکلی نیست

درد داره زایمااان؟من از دردش میترسممم(مجردم😐)

اره خب بدون درد نمیشه😀ولی میزان درد از ادمی به ادم دیگه بسته به نوع و شرایط زایمان و شرایط جسمی روحی خود فرد وتحمل درد و کلی فاکتور دیگه ربط داره

اما تجربه من اینه اگر تصمیم به بچه دارشدن گرفتی هرموقع

از همون مراحل اول اقدام و بارداری و زایمان حسابی اطلاعاتت رو هم از نظر اطلاعات علمی واقعی هم از نظر تجربه و مشورت دیگران بالا ببر

خیلی کمک میکنه که حداقل هرچی شد بدونی چی به چیه ادم وقتی نمیدونه دلیل اتفاقات توی بارداری و زایمانو نگرانیش ده برابره

مثل من که الان چون خونریزیم دلیلش مشخص نشد نگرانم بعدا عارضه نده یا زایمان بعدیم دوباره این اتفاق نیفته...

شما طبیعی زایمان کردین؟من چون ورزش میکنم دوس دارم طبیعی زلیمان کنم تا بتونم بعدش ورزشمو کنم🥲

اتفاقا منم یکی از اصلی ترین دلایلم برای انتخاب طبیعی همین بود و حتی موقع زایمانم ورزشای مخصوص رو با ماما همراه زدم که فکر کنم تاثیر همونا بود زایمانم تقریبا سریع شد چون شنیده بودم زایمان اولت باشه دردات از خونه شروع بشه کم کم 6الی12ساعت طول میکشه چه برسه به اینکه دردات تو بیمارستان بخواد شروع شه

برا منم دعا کن تازه باردارشدم از تهوع و حال بدی دیگه کم آوردم ماه دومم تموم شده تازه دوقلو دارم

الهی عزیزم خدا حفظشون کنه

ان شاا... به راحتی ادامه بارداری رو سپری کنی و زایمان کنی بغلشون کنی🥰😘♥️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108