دختر بچه درونم یه گوشه زانو هاشو بغل کرده و داره اشک میریزه برا تموم خستگی هاش برای تموم نرسیدن هاش برای تموم دلتنگی هاش و تموم خاطراتی که بر نمیگردن تموم اتفاقایی که میشد طور دیگه ای رقم بخوره و حسرت هایی که اگه نبودن الان جای دیگه ای از زندگی ایستاده بود اون اشک میریزه خستست اون بریده اون هزار دلیل برای نتونستن داره اما زل زده به منی که قویه منی که به روی خودش نمیاره که چقدر داره عذاب میکشه و فقط داره ادامه میده.️