اون روز برای دختر عمه ام خواستگار اومد یه ادم کارمند و معمولی بعد به من گفت تو خیلی قیافت آفساید(یا همون بد و زشت وتو چشم) هست طرو خدا نیا برو خونه تون بعد بیا برات تعریف کنیم بعد گفت از من یه عکسی به خواستگار نشون داده اونم گفته وای چه زشته و کلی خندیده من که میدونم الکی میگه عکس نشون داده ولی بیاد اون عکسه رو بهتون نشون بدم
یه بار داداش بزرگه همین دختره مست کرده بود بهم زنگ زد گفت من از خوشم میاد منم قط کردم مامانم هم نشسته بود و صداش بلنگو بود ولی اگه مثلا بیام بگو همشون منو مسخره میکنن وای چه اعتماد به نفسی وای پسر ماهه اصن مشروبات نمیخوره و کمیته انظباتی تو خونش برام میزاره با حضور خودش و خواهرای مثل خودش و عمو هام اونا هم انگار زن هستن انقدر خاله زنک هستن