یه چیز میگم از رو تجربه شاید پسند نشه من الان که 35و دارم پشت سر میدارم همش حسرتم اینه که ای کاش اون موقع که خواستگار برام اومد ترس و میداشتیم کنار یکم عاقلانه به ماجرا نگاه میکردم و تصمیم میگرفتم که الان ازدواج نشه جن ومن بسم الله دنبال هم میدوییم تا جوانی بدنت سالمه کارت سالمه روحت سالمه هنوز اینارو دست روزگار وآدما بهم نریختن زندگیمو شروع کن یاباآدم درستش مشورت بکن تصمیمات درست بگیر نه مثل من براساس ترس و نادانی