دختر من ده ماه ونيمشه الان ١١/٠٥٠وزنشه غذا يه روز خوب ميخوره چند روز نه البته سرماخوردگي داره من قلم گرفتم حتي پوره سيب زميني ميزارم با اب قلم كته با اب قلم تو همه وعدههاي غذاييش هم كره ميريزم شيره خرما ميدم بهش ميوه نميخوره اما اب ميوه ميخوره بيسكوييت ميدم
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
رفلاکس و سرلاک بهم ربطی ندارن مگر اینکه آلرژی به پروتئین گاوی داشته باشه که سرلاک مخصوص میخواد
پسر من هم رفلاکس شدید داشت ولی غذاش رو از ۴ماهگی با سرآل برنج شروع کردم بعد فرنی و سرلاک شیر و برنج و از ۶ ماهگی هم انواع سوپ و آبمیوه و پوره و کمپوت اضافه شد و از هفت ماهگی سرلاک گندم و خرما هم میدم.
وزن پسرت خیلی کمه. داروی رفلاکس چی میدی بهش؟
عشق با انگشت های کشیده پیانو مینواخت...من پا به پای پونه های وحشی میرقصیدم... باران می آمد...بهارنارنجها همه مست...هوا هوای تو بود...🍀
کسی چه می داند شاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد یا پیانو می نوازد و اواز می خواند و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد...کسی چه می داند شاید تنها شرط معشوقه هیتلر به خاک خون کشیدن دنیا بود...کسی سر از کار زن ها در نمی اورد با سکوتشان شعر می خوانند با لبهایشان قطعه نامه صادر می کنند با موهایشان جنگ می طلبند با چشم هایشان صلح....کسی چه می داند شاید اخرین بازمانده ای دنیا زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد....
کسی چه می داند شاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد یا پیانو می نوازد و اواز می خواند و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد...کسی چه می داند شاید تنها شرط معشوقه هیتلر به خاک خون کشیدن دنیا بود...کسی سر از کار زن ها در نمی اورد با سکوتشان شعر می خوانند با لبهایشان قطعه نامه صادر می کنند با موهایشان جنگ می طلبند با چشم هایشان صلح....کسی چه می داند شاید اخرین بازمانده ای دنیا زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد....
یماه چیزی نمیخوره ماه بعدی که چیزی میخوره سعی میکنم جبران کنم که بچه جون داشته باشه برای دندون دراوردن😞😞😞😞
کسی چه می داند شاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد یا پیانو می نوازد و اواز می خواند و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد...کسی چه می داند شاید تنها شرط معشوقه هیتلر به خاک خون کشیدن دنیا بود...کسی سر از کار زن ها در نمی اورد با سکوتشان شعر می خوانند با لبهایشان قطعه نامه صادر می کنند با موهایشان جنگ می طلبند با چشم هایشان صلح....کسی چه می داند شاید اخرین بازمانده ای دنیا زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد....