|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|
تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت ... تو خیالت راحت میروم از قلبت .. میشوم دور ترین خاطره در شبهایت... تو به من میخندی و با خود می گویی برمیگردد و باز میسوزد از این عشق ولی ... برنمیگردم نه .... میروم انجا که دلی بهر دلی تب دارد عشق زیباست و حرمت دارد....