من دو ماهی میشه عقد کردم تو این دوماه از ته دل یبار نخندیدم شوهرم خیلی اذیتم میکنه با حرفاش رفتارش بعدشم گردن نمیگیره متاسفانه من تو این دوران نتونستم جلوشو بگیرم با هم رابطه کامل برقرار کردیم ولی خب الان مامانم میدونه میگه حلالت بوده برو خونت بعدش طلاق بگیر .منم دیگه عصابم نمیکشه میخوام جدا شم بد اخلاق هست همه چیو به مامانش میگه دیروز مامانش بهم میگه من اونو تو ناز نعمت بزرگ کردم قرار نیست تو باهاش اونجور رفتار کنی مقصر همه چی تویی شوهرمم هیچی نگفت ..
اصلا نمیدونم چیکار کنم جهیزیمم آمادست ولی شوهرم نه وام ازدواج برداشته نه تلاشی میکنه فقد هروقت میاد پیشم رابطه میخواد نه میبره بیرون مثلا نامزدیم نه کافه میریم نه رستوان نه گل میخره نه تولدم چیزی خرید .. نمیدونم چیکار کنم خستم خسته