صبح بیدار شدم مامانم حالش ی جوری بود
هی هم غر میزد
بهش گفتم چیه خب چیشده
هیچی نمیگه ب بابامم غر میزد
الانم میگه من شاید دلم گرفته باشه و فلان
خب من میگم اگر دلت گرفته بگو چیشده حرف بزن
و هی اینطوری جواب سر بالا میده و حرف نمیزنه
واقعا خسته شدم دیگه چ کار کنم... نمیکشم