|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|
نمک زندگی من پسرم بود ولی 🖤نمک زندگی ام را به زمین پاشیدند🖤مجلس ختم گرفتیم کنار بدنش 🖤عوض فاتحه خوانی ، همگی خندیدند🖤هفت بار از جگر سوخته ام ناله زدم 🖤مرد و نامرد همه غربت من را دیدند🖤آمدم جمع کنم زندگی ام را از خاک 🖤دسته جمعی به من و گشتن من خندیدند🖤🖤🖤
نظرمه خرید نرم چون حوصلشو ندارم.با فامیلم رفت و امد نداریم نهایتش بریم خونه خواهرم و اونا بیان خونه ی ما.ولی برا بعد عیده برنامه چیدم بابارو راضی کنم یه سفر توپ بریم