امشب بد دلم گرفته یکم میخوام درد و دل کنم باهاتون
ببینید من توی یه خونواده محدود بدنیا اومدم آدمای تقریبا پولدارین اما بشدت مذهبی و من باهاشون متفاوتم (نه زیاد ولی پوششی متفاوتم عقایدمم مثل اونا شدید نیست و اهل بحث سیاسی هم نیستم دنبال یک زندگی عادی ام)
من از ۱۸سال تا ۲۱ هم با وجود اصراراشون که باید رشته خوبی بیاری تلاش کردم و رسیدم الان ۲۲ سالمه و تا ۲۳ سالم چیزی نمونده
تا بحال اگ دوست داشتنی بین منو کسی بوده یواشکی بوده مجازی چتی بوده و سطحی بوده و تموم میشده
مشکل من اینا نیست مشکل من اینه که من واقعا دلم آزادی میخواد. خیلی محدود زندگی میکنم توی ۲۲ سال عمرم مدام تو اتاقمم نمیزارن برم بیرون.. گاهی به این حد رسیدم که فقط دعا میکردم اونی ک سخت گیره اگ بره اونور (اون دنیا) آزادیمو بدس میارم..
التماس و خواهش از خدا که اومدنم به این دنیا بی دلیله یا منو ببر یا... حداقل آزادیمو بدس میارم ب یکی از دوروش
کل عمرم داخل ی چار دیواریم.. خسته شدم
دوستام همه میرن بیرون صمیمی تر میشن روز بروز.. طوری که وقتی میرم دانشگاه دیگه دوستی برام نمونده چون همش میگفتم نمیتونم بیام بیرون
دلم گریه میخواد اما گریه هم نمیتونم کنم
تازه من چهره خاصی هم ندارم بعد اینجوریه که اصلا بیرون نمیرم همینجوریشم.. یعنی نمیزارن برم
بعد چهرمم اونقدر دلنشین نیست خیلی خجالت میکشم که هیچکس حتی سمتمم نمیاد
عملا تا به حال خاستگاری نداشتم.. اینم نگاهشونو یجوری بهم کرده💔