میگن یه مردی میره انگشتر بخره از اینا که سنگ بزرگ روشه یاقوتی،به فروشنده میگه یه چیزی روش بنویس و حک کن که هم وقت خوشی به کارم بیاد هم وقت ناخوشی،فروشنده روش مینویسه این نیز میگذرد ،
بعنی هم خوشی میگذره هم ناخوشی هیچ حالی پایدار نمیمونه پس دووم بیار،من یه شبایی داشتم که با خودم گفتم از ناراحتی و عصه محاله تا صبح زنده بمونم اما زنده موندم و گذشت