خانما ما قم زندگی میکنیم
امشب ب شوهرم گفتم بیا بریم ی دور بزنیم ، دلم گرفته
برادر شوهرم ک کرجه زنگ زد گفت ما قمیم داریم میریم جمکران ، شما هم بیاید
دیگ ما هم بیرون بودیم ، داریم میریم جمکران همزمان با برادرشوهرم اینا..
خیلی میترسم شب برای خواب بیان خونم
اصلا آمادگی ندارم
خونم ب شدت کثیفه
اگر بیان آبروم میره
چند روزه دل و دماغ نداشتم ، خونه رو ول کردم
خیلی استرس گرفتم , از استرس حالت تهوع بنظرتون چ کنم ؟
نفری ی صلوات بفرستین برا خواب نیان خونم ، مستقیم برن کرج..
اگ خونم تمیز بود هیچ مشکلی با مهمون سر زده ندارم..
ولی الان شرایط ندارم.