2777
2789
عنوان

مهمان سر زده

256 بازدید | 14 پست

خانما ما قم زندگی میکنیم

امشب ب شوهرم گفتم بیا بریم ی دور بزنیم ، دلم گرفته

برادر شوهرم ک کرجه زنگ زد گفت ما قمیم داریم میریم جمکران ، شما هم بیاید

دیگ ما هم بیرون بودیم ، داریم میریم جمکران همزمان با برادرشوهرم اینا..

خیلی میترسم شب برای خواب بیان خونم

اصلا آمادگی ندارم

خونم ب شدت کثیفه

اگر بیان آبروم میره

چند روزه دل و دماغ نداشتم ، خونه رو ول کردم

خیلی استرس گرفتم , از استرس حالت تهوع بنظرتون چ کنم ؟

نفری ی صلوات بفرستین برا خواب نیان خونم ، مستقیم برن کرج..

اگ خونم تمیز بود هیچ مشکلی با مهمون سر زده ندارم..

ولی الان شرایط ندارم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یجوری وسط حرفا بگو که احتمالا امشب میخواید برید خونه مادرشوهری فامیلی یا چیزی

مثلا بگو دوستم(اسم یکی از دوستات)تازه زایمان کرده(خونه خریده یا مشکلی براش پیش اومده حتما باید بعد از اینجا برم پیشش خیلی نگرانشم و اینچیزا

تا حد ممکن تو بحثهایی ک تهش نظر هیچکس عوض نمیشه صحبت نکنیم مدرک تحصیلی به تنهایی نمیتونه ارزش کسیو تعیین کنه بستگیبه سن اون ادمم داره که نسبت به سنش به چیا رسیدهمثلا نمیشه از ی جوون ۱۸ ساله توقع لیسانس داشت!کسی ک تصمیم گرفته دیگه پیشرفتی نکنه و تلاشی نکنه فرق داره با کسی ک داره تلاششو میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز