حالا بزار یه چیزی واست تعریف کنم
من اصلا اعتماد به نفس نداشتم
اینکه مبادا عطرم خوب نباشه یا تند تند دستشویی میرفتم خودم رو میشستم و خیلی کارهای مسخره عجیب
یعنی مسخره ترین جاهای بدنم رو هم اسپری میزدم
ولی الان به جایی رسیدم که الان پام شکسته و جراحی کردم
منتظر میشم شوهرم بیاد منو حموم کنه یا ببخشید دستشویی که نمیتونم برم اون میاد واسم لگن میزاره
اینجور بت بگم که آنقدری که اون خجالت میکشه من نه،