بعد 16سال زندگی با یه مرد خسیس معتاد عوضی و بزرگ کردن سه بچه به هزار بدبختی و نداری،ناخواسته باردار شد و امروز زایمان کرد،ماه هفت تو سونو مشخص شد بچه ش مشکل داره،و امروز واقعا همون شد،یه دست و یک پاش خیلی کوچکه و قفسه سینه ش هم خییییییییییلی کوچیکه و مشکل شدید تنفسی داره،ابجی من ساعت چهار صبح زایمان کرد و ظهر مرخص شد اما بچه ش تو بخش مراقبهای ویژه ست، حتی بچه ش روهنوز ندیده،همش یواشکی گریه میکنه ولی جلو بقیه خودشو محکم نشون ميده،اصلا مشخص نیست زنده ميمونه یا نه،دارم از ناراحتی میمیرم،
برای ارامشش دعا کنید لطفا....