یکی از دوستام خونه مادرشوهرش زندگی میکنه قراره طبقه بالا رو بسازن تا جاییم پیش رفتن ولی هنوز گیرن خلاصه چالش زیاد دارن و اینکه مادرشوهرش هی مهمون دعوت میکنه خودشم سرکارت اصلا کم پیداس تو خونه حالا یا شوهرش میاد خونه چون کارش دوره هرچند وقت یک بار میاد یا برادر میاد خونشم همیشه کویفه و شوهر دوستم اصلا توجه نمیکنه و بگم دوتا بچه دارن نمیتونه جداشه