2777
2789
عنوان

زندگی من8

33 بازدید | 0 پست

موقع انتخاب رشته به جور دیگه لجم و در اورد هعی گفتم بابا پول بده برم ثبت نام به موقع بابا خواهش میکنم من و کشوند تا مرداد ماه هر مدرسه ای رفتم گفتن نمیشه که نمیشه از رشته مورد علاقم گذشتم رفتم هنرستان رشتمم خودش انتخاب کرد بعد سه سال فهمیدم اصلا این رشته علاقه من نیست اما به اجبار اون باید ادامه میدادم چون میدونستم تغییر رشته یعنی جنگ روانی جدید بیخیال علاقم شدم موقع کنکور شد دریغ از یه خرج واس کتاب یا هزینه های دیگه البته چند باری گفتم دیدم به بیخیالی میزنه منم دیگه گفتم به درک نشستم خودم خوندم با کلی بدبختی مطالب یه مقدار از سایت یا یه کتاب قدیمی واس پنج سال پیش دست دوم گرفته بودم اونو خوندم اما ریاضی و حل کردنی که علاقه من نبود شاید به خاطر اون نبود علاقه هیچ توی کنکورم قبول نشدم یکی دوروز به خاطرش غصه خوردم البته این اقای به ظاهر پدر کم نیاورد قبولی تو کنکورم شد یه سرکوفت جدید که بی عرضه و بی لیاقتم که نتونستم قبول بشم دیگه اینو نمیگه هزینه ای برای کتاب نداده یا فقط ۴۰ روز اجازه داشتم کارگاهش نرم و واس کنکور بخونم البته اون ۴۰ روزم تیکه بارونم میکرد که مفت خورم دوستان اینکه ایشون میگه من مفت خورم من ۸ سال واسش کار کردم بدون حق دستمزد درست و حسابی و هر سری سر همه چی منت میزاشت سرم در صورتی که من تا الان با هزینه کار کرد خودم بزرگ شدم و این هیچ حق پدری ادا نکرده قبل اونم مامانم کم و پیش هزینه خواسته هام و فراهم میکرد با کار کردن

کنکور و قبول نشدم از اون به بعد شب و روز تو اون کارگاه گذشتنه دوستی نه رفیقی با همه اینا راضیش کردم پیام نور ثبت نام کنم البته بدبختی هاشم روز به روز بیشتر میشه پول سواره و این اقا پیاده البته اینم بگم انقدر طعنه و کنایه هاش روم اثر گذاشته بود که تو یه سال ۲۵ کیلو کم کردم با رژیم های وحشتناک

بعد همه اینا یه مدت از مردا بدم میومد تا اینکه یه پسر اومد تو زندگیم شیر حلال خورده برعکس بابام خانوادش برعکس خانواده خودم هرچی خوبیشم بگم کم شاید لنگش نباشه واسم

از نظر خودم که اون یه هدیه از طرف خدا بود واس جبران تقدیر سیاه زندگیم واس همه اون روزایی که از زندگی بریدم

خیلی خوبه قبل خیانت کردن فکر تاوانی که داره باشید

مثل این اقا که پدر من ۲۲ سال زندگی ۷ نفر و به تباهی نکشید اخر و عاقبت نداره این اقا باعث شد یه بار تا پای خودکشی رفتم قرص خوردم شاید خدا به مامانم رحم کرد که برگشتم یه مدت قرص اعصاب خوردم و به خاطر پنیک دائم بیمارستان زیر امپول و سرم ارامبخش بودم

مرسی که گوش کردید تا الان حس سبکی دارم


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قانون جذب

_yaldaa_ | 42 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز