2777
2789
عنوان

شهریار

111 بازدید | 6 پست

من دگر سوی چمن هم سر پروازم نیست


که پر بازم اگر هست دل بازم نیست



آشیان ساختن ارزانی مرغان چمن


آشیان سوخته ام من که هم آوازم نیست



چون توانم که سر آرم به دم ساز که ساز


همه از سر کندم باز که دمسازم نیست



مطربم گو به سلامت برو و ساز ببر


که به سر شوری از آن سلمک و شهنازم نیست



ساز اگر دم زنم از آتش من می سوزد


گو بسوزد که غم سوختن سازم نیست



ای که گاهت سر ناز است و گهی روی نیاز


من همان روی نیازم که سر نازم نیست



دم بنای غم خود زن که نوایی داند


من دگر ساز دل قافیه پردازم نیست



آخر آن دقت و مشقم به خط عشق گذشت


حالیا حال و مجال قلم اندازم نیست



شاخص فقرم و چندان متمایز از خلق


که کسی منکر شخصیت ممتازم نیست



به حریمی زده ام پای سریر عزّت


کز فلک داعیه ی حرمت و اعزازم نیست



آهم آیینه ی دل گاه مکدّر سازد


به گمانی که دگر شاهد طنّازم نیست



در کتابی که منم اول و آخر مطلب


من سرانجام نگیرم که سرآغازم نیست



شهریارم بهر اسبی که بگردانم پای


گرچه شمشیر مصاف و صف سربازم نیست



لیکن از فتنه ی عشق تو عنان می پیچم


که دگر توسن طبع تتری تازم نیست

گاهی دلم میخواد دوباره یه بچه کوچک باشم، زانوی زخمى راحتتر از قلب شکسته خوب میشود.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سخن ، بى تو مگر جاى شنیدن دارد ؟نفس ، بى تو کجا ناى دمیدن داردعلت کورى. یعقوب نبى معلوم استشهر بى یا ...

نه بلدین خوشم اومد😂

شعر خوبی بود ممنون

گاهی دلم میخواد دوباره یه بچه کوچک باشم، زانوی زخمى راحتتر از قلب شکسته خوب میشود.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز