مادربزرگم پاشو عنل کرده تعویض زانو باید مراقبس باشیم از پنجشنبه تاامروز انجا بودم بقیه هم میرفتند ومی امدند یک زن عموهام انجا بود دیسب رفت من خودم بسدت ضعیفم وبیماراما بخاطره ماوربزرگم رفتم گناه داره مادرم نمیتونه چون بچه اوتیسم داره .بعد زن عموم ازاون پاچه خاراست.ودو رو هیت بااون جاریش خبر رد وبدل میکنن اس مس واینا میدن بعد امروز من خاب بودم دیدم امدن موقع رفتن یادم رفت ظرف نهار یک دونه ظرف ویک لبوان بسورم ازصبح عین سگ کاز کردم ب مولا قسم.ب خدا دستم ورم کردا تاندون های دستم کسیده شده ازقبل درد داشت چندروزم بعد تر سد بس فسار روم بود.بعد زن عموم اون یکی شست وچای دم کرد براخودشون.من اماده شدم بیام اون زن عموم گفت زباله ببر خالی کن گفتم دستم ساک داره دستم پره ساک لباس دستم بود عموم برد خودش نبرد بااون کو ن خرسش.رفتم حمام خونمون دبدم اس داده صبزکنید شات بدم.بیایید ادامش