الان ی عده چص ن میریزن سرت درصورتی که در واقعیت دارن تو کافه و... خوشگذرونی میکنن
بخدا مایی که میریزیم سر بقیه خودمون دلمون خون تره چه خوشی چه کشکی از ظهر دارم عین چی درس میخونم تمرکز ندارم همش درگیره ذهنم بهتر میدونین درگیر چی روانی شدم واقعا
ولی من امثال تو رو میبینم تهوع میگرم یه مشت افسرده ی زور گو که چشم دیدن خوشی بقیه رو ندارید
پیش بیا! پیش بیا! پیشتر! تا که بگویم غم دل بیشتر دوست ترت دارم از هرچه دوست. ای تو به من از خود من خویشتر. دوست تر از آنکه بگویم چقدر. بیشتر از بیشتر از بیشتر