یه همکلاسی دارم حدود یکسالی باهم دوست بودیم و این خیلی حسود بود و همش پشت سر دوستای من حرف میزد یبار هم دیگه خیلی کشش داد و بدجور رد دادم و چند بار پشت سر هم تو مدرسه سیلی زدم بهش اینم رفت مظلوم نمایی و گریه کردن و منم مجبور شدم تعهد بدم ولی وقتی داستانشو واسه ی مدیر گفتم مدیر ازم تعهد نگرفت و گفت از هم فاصله بگیرین از اون به بعد دیگه هرچی میشد دنبال بهونه میگشتم که این یک ثانیه بیاد سمت دوستای من تا من دوباره سلیطه بازی در بیارم این گریش بگیره (روانی بودم) خلاصه که این خیلی از دستم عقده ای شده بود و هرکی میخواست بیاد سمتم مغزشو شست و شو میداد ولی اخرش مشخص میشد که خودش کرم داره! خلاصه که یک سال گذشت و چند روز پیش که من سرویس جدید واسه مدرسم گرفتم تا خودم پیاده نرم دیدم که اوه این زنیکه هم داخل ماشینه و باهاش هم سرویسی هستم خلاصه که کافی بود من دو دقیقه دیر کنم که شروع کنه قر زدن به اقایی ک پشت ماشینه و میگفت اره این همش دیر میکنه و معلما بدشون ازش میادو اینا طوری که خود اقا بهم گفت اینارو ! منم تو مدرسه رفتم گیرش اوردم و بازم بهش فحش دادم و سیلی زدم و مجبور شدم تعهد بدم بنظرتون چیکار کنم سرشو از زندگیم بکشه بیرون
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مدرسه محل علم و دانش بود قبلنا حالا شده محل درگیری و چپ و راست سیلی زدن
این عقده ای بازیا چیه دقیقا؟ چرا از کاه کوه میسازید
یکم متین رفتار کنید
اینجا برای عقده گشاییهاتون نیس ، وقتی با اسی حرف میزنم پابرهنه نپر وسط حرفامون، خود اسی ۱۰۰متر زبون داره اخه بدبخت تو رو چه به نصیحت کردن و چرت و پرت سرهم کردن نظری هم داری بذار واسه خودت چون حوصلم نمیکشه دیگه بخوام تورو ادب کنم اون کار مادرته که سهل انگاری کرده ....مستقیم بیا برو توووی کوووووووووووووووچه