زنگ زدم به مادربزرگم دختر دایی م جواب داده چند روز رفته اونجا بعد گفت سلام منم سلام دادن داشتم احوال پرسی می کردم تلفن قطع کرد هر چی زنگ می زنم بلاک کرده تا یه وقت نتیجه کنکورو نپرسم اصلا من تو این باغ ها نیستم فضولی کنم ولی از بس باباش هر روز تو کنکور م زنگ می زدخونم از مشاورم بیشتر گزارش درسی می گرفت چند تا تست می زنه کدوم ازمون رفته و.. الان ترسید
چون خودم تجربه کردم کلی نفرینشون کردم حتی الان هم کارمای منو می ده دختره تو جمع گفته بود کسی پشت بمونه عمرا قبول شه الان خودش پشتع دوست دارم خدا جوابشونو بده که تا الانم داده